باربدنیوز: چهارم آبان سال ۱۳۵۷ یادآور حماسه ی شهید حسن فرد اسدی در ترور رییس شهربانی وقت و فرماندار نظامی این شهر است که افتخاری جاودان به نام جهرم را ثبت کرد، هرچند خود جهرمی نبود. این روز و یاد خاطره قهرمان شهید، حسن فرد اسدی را گرامی می داریم.

گفتنی است خیابانی در جهرم که  حدفاصل میدان مصلی تا میدان شهید فهمیده است را به نام این شهید قهرمان، نامگذاری کرده اند.

مشخصات، زندگی نامه و وصیت نامه و اطلاعات بیشتر در مورد شهید حسن فرداسدی:

نام شهید : حسن فرد اسدی نام عملیات : والفجر 4

تاریخ تولد : 1335 سن شهادت : 27 سال

محل تولد : تهران محل خدمت : ناحیه 9

تاریخ شهادت : 21/8/62 میزان تحصیلات : فوق دیپلم

محل شهادت : پنجوین آخرین سمت : رئیس اداره کل ناحیه

سمت در منطقه : مسئول مخابرات گردان عمار


 

 زندگی نامه :

شهید حسن فرد اسدی در سال 1335 در شهرکی دور از تهران در منطقه ی نظامی به دنیا آمد ، دوران دبستان را با بهترین نمره ها و بدترین لحظه ها ( به خاط جو نظامی ) گذرانید ، دوران دبیرستان را به علت جو فساد حاکم در محیط سکونتش در تهران گذرانیده ، و رشته ی ریاضی را با بهترین معدل در آخرین سال دبیرستان و بهترین امتیاز در کنکور به پایان رسانید : و با توجه به این که در چند رشته ی مهم قبول شده بود با این حال در رشته ی ارتباطات که مربوط به کارمخابرات می شد ، در رشته ی ماکروویو ادامه ی تحصیل داد ، در روز 16 آذر بازدوخوردی که دانشجویان با گارد دانشگاه داشتند شرکت داشت ، درسال 56 دوره ی فوق دیپلم را در رشته ی انتخابیش به پایان رسانید ، و مدرک او و عده ای از دوستانش را به آنها ندادند ، و گفتند که باید به سربازی بروند ، دوران سربازی او با همه ی مشقات می گذشت ، زیرا سربازان باید به خیابان ها می آمدند و به روی هموطنانشان آتش می گشودند ، روزی از روزها فرد اسدی فرمانده و معاونش را که سوار بر ماشین بودند مورد حمله قرار داد و فرمانده به هلاکت رسید ، و معاونش نیز مجروح شد ، سربازان شاه او را دستگیر کردند و او را محکوم به اعدام کردند که به شکر خدا آن روز نرسید و انقلاب به پیروزی رسید.

بعد از انقلاب در ستاد مشترک ارتش ادامه ی خدمت سربازی را گذرانید ، و همراه با همفکران خود در کردستان حضور فعال داشت ، و حتی یک بار به محاصره ی حزب دمکرات در آمد : و با بی اعتنایی پایش را روی پدال گاز فشار داد و آنها و آرزوی شان را به باد فنا داد.

با حمله صدام ، دوباره به جبهه اعزام شد : و حضور او با عملیاتی در جبهه ی « دارخوین » آغاز شد ، او درحالی که سیم های کابل مخابرات را در بیابان وصل می کرد ، هدف خمپاره ی دشمن قرار گرفت و از دست چپ و پای راست مجروح شد ، و بعد از یک هفته مداوا در بیمارستان اهواز ، دوباره در چند عملیات شرکت کرد و بالاخره درتاریخ21/8/62 درعملیات والفجر4درمرحله ی دوم عملیات بامسئولیت سیم چی گردان به لقاءا...پیوست.

از این شهید بزرگوار دختری به نام زینب باقی مانده است .


قسمتی از دفاعیات شهید در بیدادگاه نظامی رژیم شاه :

من دردرجه ی اول یک مسلمانم ، و نسبت به قوانین دین اسلام و مقام رهبری آن یعنی امام خمینی تا حد توانم که جانم باشد پای بندم : و هر عاملی که بخواهد با ایده ام مخالفت کند تا پای جان با آن مبارزه می کنم و در این راه از مرگ و شکنجه کوچکترین هراسی ندارم ، و حتی به استقبال مرگ می روم همانطور که رفتم ، من همان قدر به مرگ در راه خدا و ملت اسلام مشتاقم که درختی تشنه به آب ، و همان قدر از زندگی ننگین در زیر بار ظلم بی زار و متنفرم که طاغوت ها وفرعون ها از مرگ ، راهی را که من انتخاب کردم ، از امام حسین (ع) درس گرفتم که عقیده داشتند : مرگ با شرافت بهتر از زندگی در زیر نظام های فاسد است : که این را با آگاهی کامل انتخاب نمودم و بدانید قبل از این که بخواهند در مورد من حکم اعدام صادر کنند ، من شب قبل از حادثه در مسجد پادگان جهرم در حضور الله حکم اعدام خود را آگاهانه امضا نموده بودم .


 

بسم الله الرحمن الرحيم اللهم 
فاقبل عذریو ارحم شدة ضریو فکنیمن شد وثاقى
 ایخدا (کرم کن) و عذرم را بپذير و بر اين حال پريشانم ترحم فرما و از بند سخت گناهانم رهائیبخش وصيتنامه بنده حقير خدا، حسن فرد اسدیشهادت ميدهم به يگانگیخدا و رسالت پيامبران او که برایهدايت بشر مبعوث شدند و شهادت ميدهم پس از مرگیدر موعدیمعين در پيشگاه خداوند بحساب همه رسيدگیميشود و همچنين شهادت مى‌دهم به عدل خداوند و امامت حضرت علی(ع) و يازده فرزندش مردن حق است ولیسعادت با کسیاست که مرگش در راهیباشد که مورد رضایخداست ،راهیکه رهبرش حضرت محمد (ص) و در ادامه اين رهبریامامیچون خمينیعزيز که سر جز در نزد خدا فرو نياورد و سجده نکرد مگر الله را،که اين باعث شد دنيا به او تعظيم کند،خدايا سالهایعمرم را بگير و بر لحظات عمر اين امام عزيز بيفزا و وجودش را تا ظهور امام عصر (عج) برایمسلمانان و کليه مستضعفان نگهدار. پس از مرگم وصیمن همسرم خديجه خانم حداد مى‌باشد که اميدوارم خداوند عاقبت او را ختم بخير بگرداند.مقدار بدهکاریو طلب ناچيزیکه دارم ضميمه مى‌باشد به ياریخدا به آن عمل شود،وصیبنده با مشورت پدر بزرگوارم که انشاءالله خداوند عاقبت او را نيز ختم بخير کند،در کليه اموال اينجانب صاحب اختيار است ،و بهتر است پس از پرداخت بدهى‌هايم بقيه‌ایکه شرعا تعلق به بنده مى‌گيرد حتى‌الامکان صرف صدقه جاريه گردد سفارش مى‌کنم همگیرا به :خالص کردن اعمال فقط برایخدا که اين تنها راه نجات از هلاکت است ،و هر که غير اين کند جز پشيمانیهر دو دنيا چيزینصيب او نمى‌شود.و نيز سفارش مى‌کنم بعد از مرگم سعیکنيد برايم زياد گريه نکند،برايم از خداوند طلب مغفرت نماييد و بيشتر گريه به مظلوميت ائمه بنمايند،و بيشتر از اهداف اين بزرگواران و سيره آنان و ذکر مصيبت اين عزيزان شود که ما هر چه داريم از آنها است ،و حتما مراتب کمالات و فضايل آنان ذکر شود و ميزان مصائب اهل بيت (ع) يادآوریشوند سخن ديگر با همسرم و آ ن اينکه سفارش امام عزيز در مورد همسر شهيدان حتما در نظر گرفته شود که بطور شفاهینيز به او گفته‌ام ،که اين کار مورد رضایخداست و در پايان از پدر و مادر عزيز و گراميم که زحمات فراوانیبرایبنده کشيدند ولیمتأسفانه از طرف بنده هيچ کاریبرايشان نشد طلب گذشت دارم و از کليه کسانیکه حق بر گردن اين بنده ضعيف دارند يا به آنها اهانتیاز طرف بنده شده که اينطور بوده طلب بخشش دارم. محتاج دعایخير شما فرد اسدی17/9/61 -8/7/62 2%%-1562257-فرداسدى-حسن بسمه تعالیبدهى‌هایبنده حسن فرداسدی1- مهر همسرم خانم خديجه حداد مقداریکه معين شده است (حتما انجام شود) 2- برادر حسين آقا /5000 ريال (بخاطر ندارم که پرداخته‌ام يا خير) 3- برادر محمد رضا مجيدی(شيراز) از ايشان سوال شود در مورد 5000 ريال که پرداخته‌ام يا خير؟ 4- مدتیکه هيلمن اتومبيل شرکت مخابرات که در اختيار بنده بوده است خساراتیکه خورده و برادر براتیو برادر اکبريان در جريان آن قرار دارند و مبلغ 6000 ريال على‌الحساب به برادر براتیپرداخته‌ام اتومبيل تعمير شود و چنانچه بيشتر خرج داشت پرداخت گردد و بعهده دولت واگذار نگردد (خرج آن) 5- مبلغ 7000ريال (700 تومان) بحساب تلفن 961111 که در اداره اره در اختيار بنده بوده جهت بدهکاریپرداخت گردد،و اين مبلغ غير از مبلغیاست که به برادر اکبريان گفته‌ام (جهت تلفنهایشخصى) 6-ساير کسانیکه به آنها بدهکارم فراموش کرده‌ام و هر چه همسرم گفت درست است. طلب بنده: 1-مبلغیکه جهت حج پرداخت شده(بررسیشود که آيا واجب‌الحج بوده‌ام يا خير اگر نبوده‌ام که هيچ) اگر بوده ام با مشورت همسر و پدر گرامى‌ام فردیکه : 1- رفتن او به حج به حال اسلام مفيد باشد . 2- از نظر شرعیبه همسرم محرم باشد که او در رنج نباشد،بعنوان نايب انتخاب گردد. 3- برادر محمد علینورالهی30000 ريال که هرگاه داشت پرداخت نمايد مى‌توانيد در صورت مقدور بودن جزء سهم اينجانب منظور داريد که اشکالیپيش نيايد. 4-مبلغیجزئیکه در صندوق قرض‌الحسنه مساجد دارم به حساب چهارده معصوم مسجد جامع نارمک ريخته شود. 5-چنانچه بعضیاز اموال اينجانب احتياج به فروش داشت به فردیکه نياز دارد با همان قيمت اصلیکه خريداریشده واگذار گردد که همسرم ميداند،مثلا موتور کلا حدود 4570 تومان تمام شده است . 6- مبلغ 2000 تومان به آقا محمد لازفى(که ايشان را بساداتیو توکلای(بور مشترکين ناحيه 8) مى‌شناسند قرض داده‌ام که به حساب جنگزدگان ريخته شود و چنانچه خودشان انجام داده‌اند بلامانع مى‌باشد.(اين مبلغ قسمتیاز پولیبوده است که از فروش اورکت شخصى‌ام گرفته بودم).

منبع: روابط عمومی مخابرات استان تهران